PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : کانادا از آمریکا دفاع می کند،قتل مهندس ترک ضداخلال در جنگنده


707
04-01-2008, 21:27
ممنوعیت پرواز جنگنده های اف 15 نیروی هوایی آمریکا را دچار چالش کرده است


۶ دی ماه ۱۳۸۶ ساعت : ۳۷ , ۰۳
خبرگزاري انتخاب :
ممنوعيت پرواز براي صدها فروند جنگنده اف پانزده به علت نقص هاي خطرناک شبکه دفاع هوايي امريکا را در تنگنا قرار داده و برخي از ايالتهاي اين کشور را مجبور کرده است براي حفاظت به جنگنده هاي ايالت هاي همسايه وابسته شوند. اين در حالي است كه ايالت الاسکا حتي به ارتش کانادا وابسته شده است.

بر اساس این گزارش به نقل از خبرگزاري اسوشيتدپرس از فريسنو ،هواپيما هاي اف پانزده در دستکم شانزده منطقه حياتي امريکا تنها هواپيماي اماده به پرواز هنگام اعلام تهديد هواپيما ربايي و هدايت هواپيما ها به فضاهاي هوايي امن به شمار مي رود.

پس از انکه يکي از جنگنده هاي اف پانزده امريکا دوم نوامبر گذشته در اسمان ايالت ميسوري متلاشي شد و سقوط کرد نيروي هوايي امريکا براي حدود چهارصد وپنجاه جنگنده اف پانزده ممنوعيت پرواز صادر کرد. براساس بررسي نيروهاي هوايي امريکا اشکالات موجود در بدنه فلزي هواپيما علت اصلي بازنشسته شدن اين هواپيما ها اعلام شده است. روشن نيست به طور دقيق چه زماني اجازه داده خواهد شد اين نوع هواپيما دوباره پرواز کند.

نياز مبرم به جنگنده هاي اف شانزده در عمليات نظامي عراق به مشکل کمبود هواپيماها در داخل امريکا دامن زده است و جنگنده هاي نسل جديد موسوم به اف بيست و دو راپتور نيز به کندي در حال جايگزين شدن هواپيماهاي قديمي اف پانزده هستند.

مسئولان ارتش امريکا اعلام کرده اند که اقدام سريع برپر کردن فضاي خالي در سامانه دفاع هوايي امريکا را اغاز کرده اند و از افزايش سايت هاي اماده پروازي در اين کشور طي ماه گذشته ميلادي با استفاده از اف شانزده خبر داده اند. با اين حال انها همچنان از بروز مشکلات در اين زمينه خبر مي دهند.

مايک استريکلر سخنگوي فرماندهي دفاع هوايي شمال امريکا مي کويد زماني که در حال پرکردن خلا ها هستيد اشکار است تنگناهايي به وجود مي ايد. وي مي افزايد گسترش منابع با سرعتي کمتر از حد مطلوب صورت مي گيرد.

استيکلر گفت با اين حال دفاع هوايي امريکا به خطر نيفتاده است. وي گفت پوشش هوايي در همه مناطق بلافاصله صورت مي گيرد.

نظر به اينکه جنگنده هاي اف پانزده در ماساچوست بازنشسته شده اند گارد ملي ورموت در حال حاضر کل منطقه شمال شرق اين کشور را پوشش مي دهد. گارد ملي هوايي مينه سوتا نيز در حال حاضر سايت هاي هوايي هاوايي را پوشش داد و در ايالت لويزيانا نيز گارد ملي ايلينويس در حال پرکردن شکافهاست.

در حاليکه همه جنگنده هاي اريگان بازنشسته شده اند گارد ملي ايالت کاليفرنيا همه سواحل غربي امريکا را پوشش مي دهد منطقه اي که بيش از هفتصدو هفتاد و هفت هزار کيلومتر مربع وسعت دارد و بيش از چهل و شش ميليون نفر در اين منطقه از امريکا ساکن هستند. اين منطقه شامل کاليفرنيا/ اوريگان / واشنگتن و بخشهايي از اريزونا و نوادا است.

گارد ملي هوايي کاليفرنيا اعلام کرده است که اين نخستين بار در طور تاريخ است که يک ايالت مسئوليت امنيتي همه سواحل غربي امريکا را به عهده گرفته است.

گارد کاليفرنيا در حال حاضر سه منطقه هشدار را در ريورسايد کاليفرنيا و ايالات پورتلند و اوريگان به عهده دارد.

گري تيلور افسر ارشد و فرمانده گروه عمليات گارد ملي هوايي کاليفرنيا مي گويد به عنوان يک واحد دچار نگراني شده ايم اما همه اين مسئله را به عنوان يک چالش پذيرفته اند و همه افراد واحد به فعاليت خود ادامه مي دهند.

اين واحد مجبور شده است که چند فروند اف شانزده از پايگاههاي اينديانا و اريزونا و ازمون عمليات ويژه خارجي شده است.

شمار کمي از مدل خاصي از اف پانزده معروف به اف پانزده اي داراي نقض ساختاري نيست و مشمول بازنشستگي نشده است.

سه هفته از ماه نوامبر را جنگنده هاي سي اف هجده اس ارتش کانادا مسئوليت جنگنده هاي اف پانزده امريکايي در منطقه الاسکا را به عهده گرفتند. مايک الگيس سخنگوي نيروي هوايي کانادا گفت چندين بار جنگنده هاي کانادايي در شناسايي بمب افکن هاي روس که در حال تمرين نظامي در خارج از حريم هوايي امريکا نزديک الاسکا بودند را اشتباها شناسايي کردند.

گفتني است جنگنده هاي روس طي ماههاي اخير در چندين تمرين نظامي نزديک الاسکا و کانادا شرکت کردند.

در حال حاظر اسکادران جديدي از جنگنده هاي اف بيست و دو مستقر در الاسکا جايگزين جنگنده هاي اف پانزده شده اند

منبع:
سایت انتخاب



لینک خبر در سایت انتخاب (http://74.53.84.50/~tiknews/display/?ID=51822&page=)




قوت گرفتن احتمال دخالت آمريکا در مرگ سه تن از مهندسان ارشد صنايع نظامي ترکيه
ساعت خبر: 18:46 - تاريخ خبر: 14/10/1386


آنکارا/واحد مرکزي خبر/ سياسي 86/10/14

با مطرح شدن دوباره پرونده خودکشي سه تن از مهندسان ارشد يک شرکت پيشرفته صنايع نظامي در ترکيه ، احتمال دخالت عوامل آمريکا در مرگ مشکوک آنان قوت گرفت .
به گزارش واحد مرکزي خبر از آنکارا ، اين سه تن سال گذشته درفاصله زماني پنج ماه جان خود را از دست دادند و پرونده آنان پس از بررسي مختومه شد .
دادستاني کل آنکارا با درخواست خانواده يکي از مهندسان و دريافت گزارش غير رسمي پزشکي قانوني مبني بر مشکوک بودن مرگ آنان پرونده را دوباره به جريان انداخت .
مجله ًتمپو ً چاپ ترکيه روز جمعه با انتشار مقاله اي تحت عنوان ً در ترکيه چه اتفاقي مي افتد ً مرگ سه مهندس ارشد شرکت آسل سان را زير سوال برد.
در اين مقاله آمده است 00 مهندس حسين باشبيلن که جسدش سه روز پس از مرگش در روز دهم اوت سال دو هزارو شش ميلادي در حومه آنکارا و در حالي که رگ هاي گردن و دست چپش بريده شده بود پيدا شد در زمينه ساخت تانک ملي ترکيه فعاليت مي کرد و قرار بود در روز مرگش طرح تکميلي خود را ارائه دهد. تمپو مي نويسد وزارت دفاع ملي ترکيه در ماه فوريه سال دو هزارو شش طرح خريد يک هزار دستگاه تانک نسل جديد را به دليل اجراي طرح تانک ملي لغو کرد ه بود .
يکي ديگر از ده ها طرح الکترونيکي آسل سان که امضاي حسين باشبيلن را بهمراه داشت طرح ايجاد اختلال در سيگنال جنگنده هاي اف – شانزده آمريکايي بود.
به نوشته اين مجله خبر دومين خودکشي يکي ديگر از مهندسان شرکت آسل سان بنام مهندس حليم اونال روزهفدهم ژانويه دو هزارو هفت ميلادي منتشر شد که جسدش در حاليکه از ناحيه سر هدف گلوله قرار گرفته بود ،در کنار درياچه اي واقع در حومه آنکارا پيدا شد .
او دريکي از شرکت هاي متعلق به آسل سان در بخش مدرنيزه سازي جنگنده هاي اف- شانزده کار مي کرد و قرار بود براي اجراي اين طرح مشترک به آمريکا سفر کند .
ً اوريم يانچکن ً سومين مهندسن اين شرکت صنايع نظامي بود که خبر خودکشي اش نه روز پس ازحليم اونال در رسانه هاي ترکيه منتشر و گفته شد خود را از طبقه هفتم ساختمان محل سکونتش پرت کرده است.
مجله تمپو مي نويسد00 در حالي که آمريکا کنترل تجهيزات نظامي ارسالي خود را به ديگر کشورها پس از فروش در اختيار دارد و هر زمان اراده کند قادر است با ارسال امواجي از ماهواره ها سيستم هاي الکترونيکي جنگنده هاي اف- شانزده را از کار بياندازد ، اين سه مهندس ترک در کمتر از شش ماه موفق شده بودند ، اين سيستم را بي اثر کنند . آسل سان از بزرگترين شرکتهاي ساخت و توسعه تجهيزات الکترونيکي و سازنده بسياري از تجهيزات نظامي از جمله سکوي پرتاب و هدايت موشک است .
در همين حال ًدولت باغچه لي ً رهبر حزب حرکت ملي گرا ي ترکيه با طرح اين پرونده در مجلس ملي اين کشور، تشکيل کميسيون ويژه اي را براي بررسي اين سه خودکشي مشکوک خواستار شده است .


منبع
سایت صداو سیمالینک خبر در سایت صدا و سیما (http://www.iribnews.ir/NewsRoom.aspx?ID=17530753)

winston80
04-01-2008, 23:47
کانادا و امریکا بطور مشترک NORAD رو فرماندهی میکنند...

707
08-01-2008, 06:25
فيلم منتشر نشده اي از آتش سوزي هواپیمای فوکر 100 ایران ایر

هواپیمای فوکر 100 ایران ایر ساعت 7 و 30 دقیقه صبح چهارشنبه 12 دي 86هنگام برخاستن از باند 29 چپ فرودگاه مهرآباد دچار حادثه شد. این هواپیما که حدود 100 مسافر داشت ، قرار بود از تهران به مقصد شیراز پرواز کند اما چرخ های هواپیما هنگام برخاستن به علت انحراف از باند فرودگاه کنده شد و قسمت بال هواپیما آتش گرفت.اين سانحه با حضور به موقع پرسنل فرودگاه مهرآباد به نجات تمامي مسافران و خدمه انجاميد که جاي تقدير و سپاس دارد مدت 2 دقيقه و 6 ثانيه

این جا را کلیک کنید فیلم آتش سوزی فوکرلینک فیلم آتش سوزی (http://ie.youtube.com/watch?v=zm5LNFAlM1Y)

لینک دوم اگر لینک قبلی فیلتر بود (http://tinypic.com/player.php?v=7x12ixs&s=1)

لينک دانلود براي موبايل (http://www.2shared.com/file/2688803/8f0ae3f/IRAN_AIR_03_.html?)

جهت دانلود کمي منتظر بمانيد تا گزينه Save file to your PC: click here فعال گردد

winston80
08-01-2008, 06:31
فيلم منتشر نشده اي از آتش سوزي هواپیمای فوکر 100 ایران ایر

هواپیمای فوکر 100 ایران ایر ساعت 7 و 30 دقیقه صبح چهارشنبه 12 دي 86هنگام برخاستن از باند 29 چپ فرودگاه مهرآباد دچار حادثه شد. این هواپیما که حدود 100 مسافر داشت ، قرار بود از تهران به مقصد شیراز پرواز کند اما چرخ های هواپیما هنگام برخاستن به علت انحراف از باند فرودگاه کنده شد و قسمت بال هواپیما آتش گرفت.اين سانحه با حضور به موقع پرسنل فرودگاه مهرآباد به نجات تمامي مسافران و خدمه انجاميد که جاي تقدير و سپاس دارد مدت 2 دقيقه و 6 ثانيه

این جا را کلیک کنید فیلم آتش سوزی فوکرلینک فیلم آتش سوزی (http://ie.youtube.com/watch?v=zm5LNFAlM1Y)

لینک دوم اگر لینک قبلی فیلتر بود (http://tinypic.com/player.php?v=7x12ixs&s=1)

لينک دانلود براي موبايل (http://www.2shared.com/file/2688803/8f0ae3f/IRAN_AIR_03_.html?)

جهت دانلود کمي منتظر بمانيد تا گزينه Save file to your PC: click here فعال گردد

ممنون. هرچند جای این ارسال اشتباه هستش. اما چیزی که جالبه رسیدن واحد اتش نشانی بعد از حدود 2-3 دقیقه از اغاز سانحه هست که زمان زیادیه!

707
08-01-2008, 16:10
عکس هایی از داخل هواپیمایی سعودی بویینگ 747-400

http://www.imagehuge.com/out.php/i123_7.jpg



فکر کنم درجه یک است
http://www.7005700.com/700/pics/tviyy5hfsjes7he5mg5i.jpg



احتمالا بخش مخصوص و ویژه است یعنی بالاتر از فرست کلاسhttp://www.7005700.com/700/pics/5sl8e2gyzrnp1y5bjygr.jpg

http://www.7005700.com/700/pics/nyjc6v8id6ytjau5lueb.jpg

http://www.7005700.com/700/pics/eexvwip4r2kyy9t3okwn.jpg

http://www.imagehuge.com/out.php/i60_7474003.jpg

707
29-08-2008, 18:07
تابستون اولین سال فوق لیسانس بودم که رفتم یه شرکت هواپیمایی برای کار. قبل از این شرکت من دو سه جای دیگه هم کار کرده بودم و در همان زمان در یک شرکت دیگه هم ساعتی کار میکردم. رفتم رزومه دادم و بعد من را برای مصاحبه خواستند. این شرکت هواپیما سمپاش، گلایدر و هواپیما دونفره میساخت. کسی که با من مصاحبه کرد رئیس دفاتر طراحی شرکت بود و یک نفر دیگه. اولین سوال این بود اون جاهایی که کار میکردم کارم چی بوده؟ من هم گفتم آیرودینامیک تجربی و یک جا هم دفتر طراحی. بعد گفت اونجا که کار میکردی فلانی رو میشناختی؟ گفتم نه. گفت رئیس فلان قسمت کی هست گفتم فلانی. بعد کلی حرف زد که آره من هم یه مدت اونجا کار میکردم و فلان چیز رو من طراحی کردم و براشون ساختم. من هم که به این خالی بندیها عادت داشتم هی میگفتم چه جالب! جدی! و... آخه تو ایران مد هست اگه طرف 3 سال تو کارخانه ایرانخودرو کار کند و حتی آبدارچی هم باشد و تو این مدت خط تولید سمند راه افتاده باشد میگوید آره سمند را من طراحی کردم.
خلاصه بعد از کلی خاطره گفت فلان چیز را چطور طراحی میکنند؟ من هم گفتم اول این کار رو میکنیم بعد این بعد هم این. بعد کلی بحث کرد که چرا مثلاًَ از این روش استفاده نمیکنی و... حالا کل این حرفها هیچ ربطی به محصولات این کارخانه نداشت بلکه همه سوالات به شرکتی که قبلا کار میکردم ربط داشت. آخر هم طبق معمول گفتند که خبرت میکنیم. بعدها که مشغول به کار شدم مطلع شدم که این فرد مصاحبه کننده نوشته بود که من اطلاعات خوبی دارم ولی ما به تخصص ایشان نیاز نداریم. بعد معاون شرکت که استاد دانشگاه خودمان بوده پاراف کرده که چرا اتفاقاً نیاز داریم.
من تو این شرکت اول کارشناس بودم بعد شدم رئیس بخش پیشرانه و موتور و دم آخری که داشتم میآمدم یه 2 3 ماهی شدم رئیس دفتر طراحی. البته اون زمان داشتند شرکت را میفروختند. خلاصه در مدت یک سال و نیم کلیه پلههای ترقی را طی کردم و به دلیل کمبود پله در ایران آمدم کانادا.
این شرکت ما وابسته به وزارت صنایع بود و اسمش بود صنایع هوایی ایران. این شرکت دفترش تو جردن بود و یه فرودگاه داشت تو آبیک قزوین. شرکت یه هواپیما سمپاش منتاژ میکرد به اسم آوا 303 یک گلایدر تولید میکرد که 50 تا هم سفارش داشت به اسم آوا 101 و یک هواپیما آموزشی دو نفره که خودشان طراحی کرده بودند و حتی تو نمایشگاه هوایی استرالیا هم رفته بود و مشتری استرالیایی حاضر شده بود تا 150 فروند از این هواپیما را بخرد ولی به دلیل پشتکار و پارتی بازیهایی که در تعیین پیمانکار برای تولید هواپیما صورت گرفت پروژه که قرار بود 1 ساله 50 هواپیما در مرحله اول تولید کند بعد از 2 سال دو تا هواپیمای نصفه تحویل داد و قرارداد بهم خورد. این فردوگاه 4 یا 5 کیلومتر با احمدآباد مصدق فاصله داشت و اسمش بود فرودگاه آزادی. اسم فرودگاه از روی اسم مرحوم کاپیتان آزادی خلبان تست پرواز این هواپیما گرفته شدهبود. هر هواپیما بعد از ساخته شدن بسته به نوع کلاسی که هواپیما در آن قرار میگیرد باید یک سری تستهای زمینی و هوایی انجام دهد تا مجوز تولید و پرواز بگیرد. یکی از تستها تست Spin هست. در این تست خلبان سرعت هواپیما را کم میکند تا جایی که جریان هوا از روی سطح بال جدا شود که اصطلاحاً میگویند Stall. چون هواپیما هیچگاه کاملاً متقارن نیست استال روی یک بال زودتر رخ میدهد و هواپیما به اون سمت کج میشود و بعد در یک حرکت مارپیچ رو به پایین میآید. این حالت خیلی خطرناک است و هواپیماهایی مانند هواپیماهای مسافری نباید در هیچ شرایطی و مانوری وارد این مرحله بشوند. ولی در مورد هواپیماها کوچک مثل آوا 202 قانون میگوید اگر هواپیما وارد اسپین شد باید خلبان بتواند آن را از اسپین خارج کند. لذا یکی از تستها تست اسپین است. برای هواپیمای جدیدی که تازه تولید شده و خصوصیات آیرودینامیکی و دینامیکی هواپیما در شرایط واقعی هنوز تست نشده این یک تست خطرناک است و برای اطمینان هواپیما را به چتر مجهز میکنند که اگر از اسپین خارج نشد چتر را باز کند و هواپیما را از اسپین خارج کند.
روی هواپیمای آوا چتر نصب شد و کاپیتان آزادی سوار آن شد تا ابتدا چتر را تست کند و مطمئن شود درست کار میکند. به گفته کارشناسان مرحوم آزادی در آن روز کمربند خود را نبسته بود و به محض باز شدن چتر سر وی به کنسول جلوی هواپیما میخورد و فوت میکند و هواپیما هم بعد از طی مسافتی سقوط میکند. الان بدنه این هواپیما در کارگاه بال و بدنه شریف است و بچهها روی آن کار میکنند. خلاصه این شد که اسم فرودگاه شد آزادی ولی بردران اطلاعات که از این موضوع خبر نداشتند و قبلا هم توجیه نشده بودند یه مدت به شرکت گیر داده بودند که آره این اسم فرودگاه به خاطر حزب آزادی طرفدار دکتر مصدق شده آزادی و باید عوض شود. ولی با تلاش بسیار آخر متقاعد شدند که این اسم ربطی به حزب آزادی ندارد.
اینجا فیلم تست اسپین هواپیما را گذاشتم که کاپیتان خرمدل آن را انجام داد. این کاپیتان خرمدل خیلی آدم باحالی است کلی از هواپیماهای ساخت ایران را خودش تست کرده. خودش خلبان فانتوم بوده و به قول خودش 54 تا کشور رو رفته و حتی دوره F-18 هم تو آمریکا دیده

http://gazk.blogspot.com/2008/08/blog-post_22.html

707
07-09-2008, 07:19
منبع:
http://www.daneshju.ir/forum/322/t13389 ... post119043 (http://www.daneshju.ir/forum/322/t13389-9.html#post119043)

ســـــلام من امشب یك فیلم دیدم كه اسمش House of Sand and Fog بود


------------------
یك خلبان نیروی هوایی شاهنشاه (بهرانی) بعد ازانقلاب از ایران فرار كرد و با زن و پسرش اسماعیل رفتن آمریكا اونجا هم دولت آمریكا یك خونه قشنگی رو به اسمشون كرد

خونه ای كه به اسم اینها شده بود قبلا مال یك پیرمردی بوده كه با دخترش اینجا زندگی میكرد, بعد از مرگ اون پیرمرد هم دختر از این خونه میره (دولت آمریكا اینخونه رو كه صاحب داشته كرده بود به اسماین خلبان ایرانی)

خلاصه یك روز دختره بر میگرده میبینه یك ماشین جلو خونه گذاشته بعد كه میاد بره تو آقای خلبان جوش رو میگیره بهش میگه این خونه به ما تعلق داره شما كی هستی ؟ خلاصه دختره گریش میگیره میگه من پدرم با دستای خودش خونه رو ساخته حالا چتوری شده به اسم شما ؟ آقای (بهرانی) هم دختره رو حل میده و دختره میخوره زمین پاش میشكه. دختره كه گریون گریون رفت زن آقای بهرانی به بهرانی گفت ((( تو باعث شدی ما از ایران فرار كنیم تو مارواز وطنمون دور كردی كه حالا آمریكا خونه مردم رو به اسم ما میكنه ))) اینو كه گفت آقای بهرانی یك سیلی خابون زیر گوش زنش, اینجا اسماعیل پسرشون پرید دست پدرش گرفت..

دوست پسر این دختر هم كه پلیس بود چند روز بعد اومد آقای بهرانی رو تهدید كرد كه یا باید از این خونه بری بیرون یا پولش رو بدی به دختره (پسره غیرت نداشت فقط به خاطر پول از دختره دفاع میكرد).

خلاصه آقای بهرانی فرداش رفت پیش پلیس و گفت فلان پلیس اومده من رو تهدید میكنه رییس پلیس هم كه از دوستان خوب آقای بهرانی بود بهش قول داد كه دفعه دیگه كسی جرات نداره بیاد شما رو تهدید كنه.

درهمین حال دختره اومده بود خونه آقای بهرانی و با زن خوش اخلاق ایشون درد دل میكرد بهش میگفت من بجز اینجا هیچ جایی رو ندارم و الان تو خونه خرابه زندگی میكنم زن آقای بهرانی هم اشك تو چیشاش جمع شد گفت اگر ماهم برگردیم ایران تیر بارونمون میكنن بعد دو تاشون همدیگر رو در آغوش گرفتند, در همین حال آقای بهرانی از دفتر رییس پلیس برگشت دید دختره تو خونشونه. بازم با تیپا انداختش بیرون

پسره كه پلیس بود نشسته بود با دختره حرف میزد كه زنش بهش زنگ زد و پسره مجبور شد بره پیش زنش. زنش بهش گفت كجا بودی گفت سر پست بودم خلاصه یهو تلفن زنگ زد, پسره گوشی رو برداشت.

رییس پلیس بهش گفت در عرض 45 دقیقه باید توی دفتر من باشی و الا برای همیشه مرخصت میكنم.
رییس پلیس به پسره گفت تو شخصی رو كه تهدید كردی یك جنرال ایرانی بوده كه پنتاگون ازش دفاع میكنه و چند روز دیگه بخاطر این كارت به دادگاه احضار میشی.


پسره كه حصابی حالش گرفته شده بود رفت پیش دختره . بهش گفت من نمیتونم بیشتر از این پیشت بمونم و باید برم پیش زنو بچم, به دختره هم قول داد كه خونه رو پس میگیرند بعد بهش گفت میرم و زود بر میگردم

دختره كه اشك تو چیشاش جمع شده بود تصمیم گرفت بره جلو خونه آقای بهرانی خودشو بكشه رفت چند تا روغن كه نمیدونم چه روغنی بود خرید و با اسلحه سوار ماشینش شد رفت پیش خونه بهرانی روغن ها رو خورد و با اسلحه خودشو هدف گرفت و هی گریه و زاری میكرد كه آقای بهرانی صدای دختر رو شنید با عجله اومد اسلحه رو ازش گرفت بعد بغلش كرد آوردش تو اتاق اسماعیل خابوندش و چراق ها رو خاموش كرد ..

اسماعیل كه برگشت خونه مادرش بهش گفت نرو تو اتاقت بیا تو آشپزخونه. خانم بهرانی هم یك چای دبش ریخت برد باسه دختره از خواب بیدارش كرد بهش گفت بیا چای برات آوردم..

دختره بعد از خوردن چای دوید رفت حموم هرچی خورده بود بالا آورد.

____________پیام بازرگانی___________

دختره بعد از چند ساعت از اتاق اسماعیل در اومد و رفت دوش بگیره, تو بانیو خابید و فكر پدرش افتاد بعد چند تا از همون قرصهایی كه تو حموم بود رو خورد تا خود كشی كنه.

خلاصه خانم خوش اخلاق بهرانی در هموم رو یواش كوبید گفت چیزی لازم نداری دخترم؟؟ هرچی در زد دید صدا نمیاد, در حموم رو باز كرد دید دختره بیهوش شده یك جیق كشید گفت بهراااااااااااااااااااااا اانی..

خلاصه دو سه بار كوبید تو كمره دختره تا هرچی خورده بود بالا آورد, بعد بلندش كردن ببرنش تو اتاق كه دوست پسره دختره از راه رسید و پرید تو خونه .. اسلحه رو كه رو میز دید رفت جلوتر دید خانم و آقای بهرانی زیر بغل این دختره رو گرفتن دارن میبرنش تو اتاق,, فكر كرد كه با اسلحه دختره رو كشتن

خلاسه پسره فهمید كه داستان چی بوده ولی با این حال خانواده آقای بهرانی رو تو توالت زندونیك كرد. دختره كه به هوش اومد دید دوست پسرش بالا سرشه

آقای بهرانی از تو حموم پسره رو صدا كرد گفت بیا با هم به توافق برسیم. به پسره گفت من خونه رو خیلی ارزون میفروشم بهتون و میرم تو یك خونه دیگه..

پسره هم گفت چشم, صبح روز بعد آقای بهرانی و اسماعیل پسرش و پلیسه رفتن كارها رو خلاص كنند.

از ماشین پیاده شدن كه یهو پلیس یخه آقای بهرانی رو گرفت بهش گفت باید بیشتر از اینا بهم ارزون بفروش, اسماعیل كه به غیرتش بر خورد اسلحه پلیسرو از كمرش كشید و پلیسرو نشونه گرفت و بهش گفت (( اسم من اشماعیل نیست, اسم من اسماعیله )) در همین حین چند تا پلیس از راه رسیدند و تا دیدن اسماعیل بی گناه اون پلیس پست رو هدف گرفته به طرفش شلیك كردن . . . . . . ..

خلاصه آقای بهرانی از ته دل یك داد كشید و هی داد میزد میگفت من فقط پسرمو میخوامم من فقط اسماعیلمو میخوام من خونه نمیخوام.....

پلیس گناه كار هم كه (افو.بی.آی) دمبالش بودن همونجا دستگیر شد...
خلاصه آقای بهرانی دوید رفت بیمارستان پسرشو ببینه, ریسپشن بهش گفتن پسرتون در آی.سی.سو هستن ..

آقای بهرانی سجده كرد كلی دعا كرد دستش رو گرفت به سوی خدا. بعد یك دكتر اومد دست گذاشت رو شونش بهش گفت تموم كرد

__________________

اینجا دیگه منم اشكم در اومد آخه اسماعیل بی گناه بود..

آقای بهرانی رفت خونه زهر ریخت تو چای رفت تو اتاق خواب خانمش بهش چای رو داد بعد دوتایی رفتن پیش دریا.. كم كم آقای بهرانی دید كه زنش داره خسته میشه ( زهر اصر كرده بود ) برگشتند خونه زنش برای همیشه روی تخت خوابید, آقای بهرانی هم لباس نیروی هوایی شاهنشاهی رو پوشید بعد یك پلاستیك گذاشت رو یر خودش و با چسب دورش رو بستید و خفه شد



دختره اومد خونه آقای بهرانی دید آقای بهرانی خودش رو خفه كرده و زنش هم همین جور دراز دراز افتاده رو تخت...
خلاصه آمبولانس اومد و جسد پدر و مادر اسماعیل رو برد.. پلیس به دختره گفت این خونه شما هست ؟؟ دختره گفت نه,, بعد دختره خونه رو ترك گفت و رفت